|
باد مباش که به هر ناکسی وزی و چون آتش مباش که در هر خسی آويزی و چون خاک مباش که با هر ناچيزی بياميزی و چون آب مباش که با هر جنسی بياميزی. درسخاوت چون باد باش که بر هر کس بوزی و در شفقت چون آب باش که در هر نفسی برسی.اما در صحبت وحشی باش تا با هر کسی نياميزی و در محبت چون آتش باش تا بر افروزی + نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آذر 1385 14:26 توسط ...م! |
من از شما می خواهم از امروز زندگی خودتان را مانند ساعت های شنی قدیمی تصور کنی که هر لحظه دانه ای شن از مجرای فوقانی آن به داخل محفظه زیرین سقوط می کند و هر کارش که کنی نمی توانی بیش از دانه شنی که باید بیفتد از مجرا عبور بدهی مگر اینکه سازمان آن را به هم بزنی! من و شما هر کدام برای خودمان به منزله آن ساعت شنی هستیم. صبح که از خواب بیدار می شویم تا غروب باید صدها کار گوناگون انجام بدهیم. اگر هر کدام از این کارها را در زمان خودش انجام ندهیم مثل این است که سعی کنیم در لحظه ای معین تعداد زیادی از دانه های شن را همزمان از مجرای باریک عبور بدهیم معلوم است که حاصل این شتابزدگی یعنی عجله در راندن دانه های شن به محفظه ی زیرین حاصلی جز خراب کردن ساعت ندارد. در زندگی نیز این شتابزدگی و کم حوصلگی جز لطمه ی شدید به زندگی و ضعف اعصاب و فشار خون و عصبیت حاصل دیگری نخواهد داشت. + نوشته شده در جمعه دهم آذر 1385 18:15 توسط ...م! |
عظمت واقعی در آن نیست که هرگز سقوط نکنیم بلکه در آن است که هر بار سقوط کردیم دوباره برخیزیم + نوشته شده در پنجشنبه دوم آذر 1385 14:13 توسط ...م! |
|
| ||||||